هتل قصر الدخیل - روز - داخلی :

جوان ٣٩ساله ای ، دستهایش را روی صفحه کلید گذاشته و هر چند دقیقه یک بار چیزی تایپ می کند و بعد آن را کم و زیاد می کند . دو لیوان قهوه ای رنگ مقوایی کنار دستش هست که در یکی چای تازه دمی است که هنوز از آن بخار بلند می شود و دیگر لیوانی که پر از پوست پرتقال شده است .

تایپش تمام شده است :

- حامد جان ! بیا ببین خوب شد ؟

حامد می آید پشت مونیتور و سری تکان می دهد : همه چیزش خوب است اما بهتر است از رنگهای تیره استفاده کنی که نوشته را بهتر نشان می دهد و نشانه وزانت وبلاگ هم هست .

رنگ را از روشن به سورمه ای تغییر می دهند .

صدای اذان بلند می شود . بچه ها می روند وضو بگیرند . دستی پنجره اطاق را باز می کند . پنجره که باز می شود ، دوربین از روی قبرستان بقیع و کبوترهای پُر شمار آن می گذرد و  زوم می کند روی یک گنبد سبز رنگ زیبا .

مؤذن با همان لهجه عربی حجازی ادامه می دهد : اشهد ان محمد رسول الله ...

 

پ . ن : از سه شنبه پنجم دی ماه سال 1385 که اولین روزنوشت آب و آتش را در جوار حرم مطهر حضرت رسول «ص» در مدینه منوره نوشتم تا امروز که سیصد و سی و ششمین روزنوشت آن را در تهران می نویسم ، درست چهار سال گذشت . در این مدت ، با احتساب روزهایی که پرشین بلاگ اشکال داشته است نزدیک به 200 هزار بار از این وبلاگ بازدید به عمل آمده است .

بی انصافی است از کسانی که در این مسیر ، یاریم کردند ، اشکالاتم را گرفتند ، راههای بهتری برای تأثیری گذاری بیشتر نشانم دادند و بخصوص دوستانی که در پایگاههای اطلاع رسانی بخصوص در رجا نیوز و جهان نیوز و فردا نیوز و مشرق و ... با قرار دادن برخی از روزنوشتهای من در پیوندهای سایتهای خود و یا بازنشر مطالب آن ، به بیشتر دیده و خوانده شدن آن کمک کردند ، تشکر و سپاسگزاری نکنم .

اما ، دوست دارم اینجا یک بار دیگر  به مصداق « اَحَبُّ اِخوانی ، مَن اَهدی اِلَیَّ عُیُوبی » و نیز از باب « متکلم را تا کسی عیب نگیرد ، سخنش صلاح نپذیرد» از همه دوستان  و مخاطبان - موافقان و مخالفان - آب و آتش ،تقاضا کنم هر نظر و تذکری درباره خود ِ این وبلاگ و نوشته های آن و خط سیر آن دارند ، چه به صورت خصوصی و چه عمومی ، به صورت ایمیل یا کامنت ، اعلام کنند تا ان شاء الله سال پنجم  این وبلاگ را با توجه به آنها آغاز کنم و ادامه دهم . از همین لحظه منتظر این نظرات و این هدایا می مانم .

خیلی - واقعاً خیلی - افسوس می خورم که به دلیل برخی عناصر هتاک و فحاش ، چند ماهی است علی رغم میل خودم و شیوه سالهای قبل این وبلاگ ، مجبور شده ام بخش نظرات را منوط به تأیید مدیر کنم ؛ افسوس ! 

شنبه ٤ دی ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()